تعريف اصطلاحات پیرامون نابرابری:
1- دارايي :
به معني داشتن حقوق و اختيارات نسبت به انواع كالاها و خدمات است . از ديدگاه جامعهشناسي به عواملي بيش از ثروت و اشياء مورد تملك توجه ميشود . اصولاً اهميت دارايي به وسيله فرهنگ هر جامعه تعريف ميشود .
2- قدرت :
منظور توانايي و ظرفيت بيشتر و هدفها بدون توجه به مخالفت ديگران است قدرت يك عامل بالقوه است كه مانند دارايي پديدهاي عيني و قابل تملك نيست و منابع آن عبارتند از موقعيتاجتماعي نهادي شده ، ثروت ، زور ، ويژگيهاي فردي (خدابندهلو ،1372 ، ص 38-40)
3-طبقه
دربرگيرنده مجموع افراد يا گروههايي است كه از نظر پايگاه و منزلت اجتماعي در وضعيت نسبتاً همگن و مشابهي قرار دارند .
4-نابرابري اجتماعي
مفهومي در برابر مفهوم نابرابري زيستي و طبيعي ( هوش ، زيبايي ، قدرت بدني و … ) در نظر گرفته شده است كه هر دو منشأ تفكيك اجتماعي ميباشند . نابرابري اجتماعي از علل اصلي تشكيل طبقات اجتماعي است كه عامل مهمي در اقتدار سياسي ، مذهبي و اقتصادي ميباشد .
5- منزلت
به معناي بهرهمندي از احترام و افتخار اجتماعي است كه منابع آن عبارتند از موقعيت اجتماعينهادي شده، قدرت ،ويژگيهاي فردي ، بهنجار بودن ، بهرهمندي از ارزشهاي انساني ، اخلاقي و علمي و كسب موفقيتهاي بزرگ .
6- فرصتهاي زندگي
با درنظر گرفتن شاخصهايي كه امكان كسب موقعيتهاي مختلف زندگي را مشخص ميكند از جمله عمر متوسط هريك از طبقات ، چگونگي فرصتهاي شغلي ، تحصيلي در داخل كشور يا خارج از آن اختلاف هر طبقه در سطح درآمد و ارزشي است كه گروهها و جامعه براي هر طبقه قائل ميشوند . (آگبرون و نيمكف ، 1353 - 168 )
حدیث