هنجار چیست؟

     هَنجار در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی؛ به یک الگوی رفتاری گفته می‌شود که روابط و کنش‌های اجتماعی را تنظیم می‌کند؛اکثریت جامعه خود را به آن پایبند می‌دانند و در صورتی که شخصی آن را رعایت نکند؛ جامعه او را مجازات می‌کند.هنجارهای درونی، هنجارهایی هستند که در صورت عدم رعایت آن‌ها؛مجازات رسمی و مشخصی وجود ندارد.هنجارهای بیرونی؛ هنجارهایی هستند که برای اعضای یک جامعه از پیش تعیین گشته است.ترس از مجازات و میل درونی؛ اعضای جامعه را به پیروی از هنجار ترغیب می‌کند.اگر هنجارها در جامعه‌ای ثبات نداشته باشند؛و یا با برخی نظم‌های دیگر اجتماعی در تضاد و تعارض باشند؛افراد جامعه کم‌تر از هنجارها پیروی خواهند کرد.هنجارها در جوامع مختلف؛ ممکن است متفاوت یا حتی متضاد باشند.بی‌هنجاری باعث از بین رفتن استحکام نظام اجتماعی می‌شود. انواع دیگر قاعده‌مندی‌های نظام اجتماعی؛ عادت‌ها و رسم‌ها هستند.

  •  مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی،فرامرز رفیع پور، تهران: انتشارات کاوه، ۱۳۷۷

نقش چیست ؟


      در اصطلاح دانش جامعه شناسی، نقش عنوان یا برچسبی است که با آن جایگاه و الگوهای رفتاری شخص در بین جامعه تعیین می‌گردد. نقش‌ها ممکن است توسط شرع،عرف یا قانون تعیین گردند.در تعیین و تعریف نقش‌ها، توافق و تأیید جامعه ضروری است.آشنایی با نقش و تمرین نقش مراحل نقش‌پذیری هستند.مستحکم کردن زندگی اجتماعی و هماهنگی و نظم بخشیدن به عمل،از پیامد‌های نقش در زندگی اجتماعی‌ است. نقش‌هایی که از هنگام تولد با انسان همراه هستند و حذف آن ممکن نیست، نقش‌های انتسابی نامیده می‌شوند. نقش‌هایی که شخص در طی زندگی اجتماعی برای خود برگزیده است و می‌تواند از پذیرش آن نقش‌ها انصراف دهد نقش‌های اکتسابی خوانده می‌شوند. عمل به نقش با خوشنودی روانی همراه است در حالی که عدم ایفای درست نقش می‌تواند باعث اختلاف‌ها،ناسازگاری‌ها،کشمکش‌ها،دشمنی‌ها در زندگی اجتماعی شود.

  •  مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی،فرامرز رفیع پور، تهران: انتشارات کاوه، ۱۳۷۷

تبعیض چیست؟

       تبعیض در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی، موقیعتی‌ است که افراد در برابر نقش‌های یکسان از مزایای اجتماعی نابرابر برخوردار می‌شوند.هم‌چنین حالتی که ویژگی‌ها و معیارهای انتسابی مبنای توزیع قدرت یا ثروت قرار گیرد؛تبعیض نامیده می‌شود.در شرایط تبعیض فرصت تحرک اجتماعی یک‌سان برای افراد وجود ندارد و افراد در آموزش یا انتخاب شغل شرایط نابرابری دارند. از عواملی که به رشد تبعیض در جامعه کمک می کند؛ جدایی‌گزینی مکانی افراد جامعه است.تبعیض نژادی،تبعیض جنسی،تبعیض مذهبی و تبعیض سنی از انواع رایج تبعیض هستند.

  •  مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی،فرامرز رفیع پور، تهران: انتشارات کاوه،

    تعريف اصطلاحات پیرامون نابرابری:

 

1- دارايي :

     به معني داشتن حقوق و اختيارات نسبت به انواع كالاها و خدمات است . از ديدگاه جامعه‌شناسي به عواملي بيش از ثروت و اشياء مورد تملك توجه مي‌شود . اصولاً اهميت دارايي به وسيله فرهنگ هر جامعه تعريف مي‌شود .

 

2- قدرت :

    منظور توانايي و ظرفيت بيشتر و هدفها بدون توجه به مخالفت ديگران است قدرت يك عامل بالقوه است كه مانند دارايي پديده‌اي عيني و قابل تملك نيست و منابع آن عبارتند از موقعيت‌اجتماعي نهادي شده ، ثروت ، زور ، ويژگي‌هاي فردي (‌خدابنده‌لو ،‌1372 ، ص 38-40)

 

3-طبقه

     دربرگيرنده مجموع افراد يا گروههايي است كه از نظر پايگاه و منزلت اجتماعي در وضعيت نسبتاً همگن و مشابهي قرار دارند .

 

4-نابرابري اجتماعي

      مفهومي در برابر مفهوم نابرابري زيستي و طبيعي ( هوش ، زيبايي ، قدرت بدني و ) در نظر گرفته شده است كه هر دو منشأ تفكيك اجتماعي مي‌باشند . نابرابري اجتماعي از علل اصلي تشكيل طبقات اجتماعي است كه عامل مهمي در اقتدار سياسي ، مذهبي و اقتصادي مي‌باشد .

 

5- منزلت

    به معناي بهره‌مندي از احترام و افتخار اجتماعي است كه منابع آن عبارتند از موقعيت اجتماعي‌نهادي شده، قدرت ،‌ويژگي‌هاي فردي ، بهنجار بودن ، بهره‌مندي از ارزشهاي انساني ، ‌اخلاقي و علمي و كسب موفقيت‌هاي بزرگ .

 

6- فرصت‌هاي زندگي

     با درنظر گرفتن شاخصهايي كه امكان كسب موقعيتهاي مختلف زندگي را مشخص مي‌كند از جمله عمر متوسط هريك از طبقات ، چگونگي فرصت‌هاي شغلي ، تحصيلي در داخل كشور يا خارج از آن اختلاف هر طبقه در سطح درآمد و ارزشي است كه گروهها و جامعه براي هر طبقه قائل مي‌شوند . (‌آگبرون و نيمكف ،‌ 1353 -  168 )‌

نابرابري اجتماعي : 

      نابرابری اجتماعی ، پديده‌اي جهاني است كه بر همه روابط اجتماعي ميان انسان‌ها اثر مي‌گذارد و از سوي ديگر به دليل گسترده بودن عوامل مؤثر بر نابرابري‌هاي اجتماعي ، كنكاش در اين مسأله اجتماعي را پيچيده‌تر مي‌نمايد .  يكي از پرسشهايي كه ذهن اكثر جامعه‌شناسان را به خود مشغول كرده است اين است كه نابرابريهاي اجتماعي ،‌ بنياد آنها چيست و چگونه به وجود مي‌آيند ؟ 

       پاسخ به اين پرسشهاي بنيادي ، عدم حصول به پاسخهاي جهان مشمول و تنوع انواع نابرابريهاي اجتماعي در جوامع و سطح جهان ، نظرات متعددي را مطرح كرده است از جمله ريشه نابرابريهاي اجتماعي را بايد در شيوه توزيع ثروت ملي در ميان افراد جامعه جستجو كرد . برخي نيز بر اين باورند كه تفاوتهاي ميان اقشار مختلف بر شيوه‌هاي گوناگون زندگي آنان از جمله شاخص حقوق و پايگاه اجتماعي آنان در جامعه اثر مي‌گذارد . بعضي ديگر از جامعه‌شناسان براين باورند كه پاره‌اي از سنجه‌هاي اجتماعي ، اقتصادي و جهاني چون فرهنگ ، مذهب ، نژاد ،  قوميت ، جنس ، ثروت و قدرت سبب جدا شدن افراد از يكديگر مي‌شوند و در نتيجه به پيدايش نابرابريها دامن مي‌زنند .